نگارش هشتم -

Farimah

نگارش هشتم.

میشه لطفا یه انشا با موضوع یک تکه چوب شناور در آب رو برام بنویسید؟ به روش جانشین سازی

جواب ها

جواب معرکه

ایلیا 🫀

نگارش هشتم

عنوان: سفر یک تکه چوب شناور روی سطح آبهای خروشان رودخانهای که از میان جنگلهای انبوه میگذرد، تکهای چوب کوچک، تنها و بیهدف، خود را به جریان آب سپرده است. این چوب که روزی شاخهی بلند و استواری از درختی کهنسال بود، اکنون پس از سالها مقاومت در برابر باد و باران، شکسته و جدا شده، به مسافری بیاختیار تبدیل شده است. سفر او نه با نقشهی از پیش تعیینشده، که با نیروی نامرئی جریان آب آغاز میشود. این تکه چوب، نماد زندگی است؛ زندگیای که گاه ما را همچون قایقی بیسکان به دست امواج میسپارد و تنها کاری که از ما برمیآید، شناور ماندن و تماشای مناظر گذرا است... جانشینسازیِ رنج و آسایش: چوب شناور، لحظههایی از آرامش را در آغوش آبهای راکد تجربه میکند؛ زمانی که خورشید روی سطح آب میرقصد و ماهیهای کوچک از کنارش رد میشوند. در این لحظات، گویی رودخانه برای او زمزمه میکند: «نگران نباش، اینجا امن است.» اما این آرامش همیشگی نیست. با هر پیچوتاب رودخانه، آب به خروش میآید و چوب را به صخرههای تیز میکوبد. هر ضربه، خاطرهی درخت بودن را در ذهنش زنده میکند؛ روزهایی که ریشههایش به زمین چسبیده بود و طوفانها را با تنِ استوارش تحمل میکرد. اکنون اما، ریشهها جای خود را به زخمها دادهاند و استواری گذشته، به شناوریِ ناگزیر تبدیل شده است. جانشینسازیِ همراهانِ راه: در میانهی سفر، چوب با برگهای پاییزی هممسیر میشود که مانند قایقهای طلایی روی آب شناورند. آنها برای لحظهای کوتاه همصحبت او میشوند و داستان پرواز از بلندای درخت تا رسیدن به آب را تعریف میکنند. اما جریان رودخانه، برگها را به سمت ساحل میبرد و چوب را تنها میگذارد. سپس، پرندهای خسته بر پشت او مینشیند. پرنده از آسمان میگوید و چوب از عمق آب. هر دو میدانند این همراهی موقتی است، اما همین لحظههای کوتاه، سنگینی تنهایی را کم میکند. جانشینسازیِ پایان سفر: سرانجام، پس از روزها سرگردانی، رودخانه چوب را به ساحل میرساند. جایی که امواج ملایم دریا او را به شنهای نرم میسپارند. اکنون او دیگر شناور نیست، اما آرامشی متفاوت را تجربه میکند. کمکم بدنش زیر باران و نور خورشید ترک برمیدارد و به خاک تبدیل میشود. در این خاک، جوانهی گیاهی سبز میشود که رو به آسمان رشد میکند. گویی چوب، دوباره به زندگی بازگشته است؛ اینبار نه به شکل درخت، نه به شکل قایقی شناور، بلکه به عنوان بخشی از زمینی که به موجودات تازه جان میبخشد... پایان: سفر تکه چوب شناور، یادآور این حقیقت است که زندگی سراسر دگرگونی است. ما گاه همچون درختی استوار ریشه میدوانیم، گاه همچون شناورهایی بیاراده به دست تقدیر سپرده میشویم، و گاه در قالب وجودی تازه، زندگی را ادامه میدهیم. مهم نیست جریان آب ما را به کجا میبرد؛ مهم این است که در هر لحظه، حضور داریم و بخشی از این رودِ بیکران هستیم.

سوالات مشابه